چهار معیار جهانی ارزشگذاری الماس را «چهار C» مینامند. اما این چهار معیار وزن یکسانی ندارند و اگر بودجه محدود است، ترتیب اهمیتشان تعیینکننده است.
تراش (Cut) — مهمترین
تراش، تنها معیاری است که کار انسان است نه طبیعت. زاویهها و تناسبهای تراش تعیین میکنند نور چقدر داخل سنگ بچرخد و برگردد. یک الماس با رنگ و شفافیت متوسط اما تراش عالی، از یک الماس بینقص با تراش ضعیف درخشانتر است. اگر جایی نباید صرفهجویی کنید، همینجاست.
رنگ (Color)
از D (کاملاً بیرنگ) تا Z (زرد مشهود). تفاوت D و F با چشم غیرمسلح تقریباً دیده نمیشود، اما تفاوت قیمت محسوس است. در نشست طلای زرد، حتی رنگهای H و I هم سفید دیده میشوند.
شفافیت (Clarity)
میزان و جای ناخالصیهای درونی. از FL (بینقص) تا I. نکتهی کاربردی: از VS2 به بالا، ناخالصیها با چشم دیده نمیشوند. اصطلاح بازار برای این محدوده «تمیزِ چشمی» است.
قیراط (Carat)
وزن، نه اندازه. قیمت با وزن خطی بالا نمیرود: یک الماس دو قیراطی بسیار گرانتر از دو الماس یک قیراطی است، چون سنگهای بزرگ نادرترند. همچنین قیمت در وزنهای گرد جهش دارد — یک سنگ ۰٫۹۵ قیراطی بهمراتب ارزانتر از ۱٫۰۰ قیراطی است و تفاوت اندازه با چشم دیده نمیشود.
ترتیب اهمیت برای چشم: تراش، بعد اندازه، بعد رنگ، و در آخر شفافیت.
گزارش سنگ
برای هر سنگ بالای یک قیراط، گزارش یک آزمایشگاه مستقل را بخواهید. گوهربین برای قطعات فاخر، گزارش سنگ را همراه شناسنامهی اصالت ارائه میکند.