قیمت یک قطعهی طلای وزنی از چهار جزء ساخته میشود و هر جزء منطق خودش را دارد. وقتی این چهار عدد را جدا ببینید، مقایسهی دو فروشنده آسان میشود.
۱. اصل طلا
وزن قطعه ضرب در نرخ روزِ گرم طلای ۱۸ عیار. این عدد در همهی مغازهها تقریباً یکسان است، چون نرخ از بازار میآید نه از فروشنده. اگر اختلاف بزرگی دیدید، احتمالاً عیار قطعه متفاوت است.
۲. اجرت ساخت
دستمزد ساخت، درصدی از اصل طلا. اینجا تفاوت واقعی فروشندگان است. یک زنجیر ماشینی اجرت ۷ تا ۱۲ درصد دارد؛ یک قطعهی دستساز با قلمزنی یا مشبککاری میتواند ۲۰ تا ۳۰ درصد باشد. اجرت بالا بهخودیخود گرانفروشی نیست — بابت ساعت کار استادکار است.
۳. سود فروشنده
معمولاً ۷ درصد روی مجموع اصل طلا و اجرت. این عدد در بازار تقریباً استاندارد است.
۴. مالیات بر ارزش افزوده
۹ درصد، اما نکتهی مهم اینجاست: مالیات فقط روی اجرت و سود حساب میشود، نه روی اصل طلا. اگر در فاکتوری دیدید که ۹ درصد روی کل مبلغ خورده، ایراد دارد و باید اصلاح شود.
مالیات ۹ درصد روی «اجرت و سود» است، نه روی کل قیمت. این تکجمله میتواند در یک خرید بزرگ، رقم قابلتوجهی تفاوت بسازد.
یک مثال کامل
| جزء | مبلغ (تومان) |
|---|---|
| اصل طلا — ۸٫۴۲ گرم × ۹٬۱۵۰٬۰۰۰ | ۷۷٬۰۴۳٬۰۰۰ |
| اجرت ساخت ۱۱٪ | ۸٬۴۷۵٬۰۰۰ |
| سود فروشنده ۷٪ | ۵٬۹۸۶٬۰۰۰ |
| مالیات ۹٪ بر اجرت و سود | ۱٬۳۰۱٬۰۰۰ |
| قیمت نهایی | ۹۲٬۸۰۵٬۰۰۰ |
و قطعات جواهر؟
برای قطعاتی که سنگ در آنها نقش اصلی دارد، این فرمول کار نمیکند. ارزش یک سافایر ۸ قیراطی با وزن طلای دور آن هیچ نسبتی ندارد. آن قطعات قیمت مستقل دارند و باید گزارش سنگ همراهشان باشد.